برگشتم.... (ماه مهمانی خدا مبارک)

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا

مستعد سفـــر شهر خدا کرد مرا


از گلستان کرم طرفه نسیـمی بوزید

که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا

********************************************************

سلام دوست جونام... خوبید؟؟؟؟ نماز وروزه هاتون قبول...

بعد از 39 روز فک کنم... برگشتم...

مرسی از دوستای گلم که بازم بم سر زدن تواین مدت... 

تو این مدت اتفاقای خوبی افتاد.... یعنی خوبیاش بیشتر از تلخیاش بود.... خدا رو شکر...  

تو پست های بعدی میگم چی شدتو این مدت... فعلا هستم و بهتون سرمیزنم... دوستتون دارم.

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sanjaghak

سلام تاتوره .... خوب کردی برگشتی...ممنون. بیا پیش من....منتظرتم.

لیلی سا

الهی شکر......[لبخند] خوشحالم برگشتی...نماز روزه هات قبول بانو...

فرشته مهربان

سلام من با وب جدید اومدم لینکم کن و بهم سر بزن خوشحال میشم

مرسی گلم

دختران کهکشانی

خیلی خیلی خوشحالم که برگشتی دوست من...نماز ..روزه ی شما هم قبول باشه...[گل]

دختران کهکشانی

دوست داشتن، صدای چرخاندن کلید است در قفل. عشق، باز نشدن آن. کاری که ما بلدیم اما... باز کردن در است با لگد...!!!!

مهدی{تنها}

ســــلام دوست خوبم نبودنام دلیل از یاد بردن نبود و هر لحظه بودم به فکر کسایی که روزی همیشه کنارشون بودم،بهتون سر میزدم هرچند که بدون نوشته‌ای بود... از حرفا که کم کنم میرسم به این که بازم برگشتم و بازم وبمو آپ کردم... منتظر تموم مهربونیات هستم پس دوباره دعوته این حقیرو قبول کنو بیا... منتظــــــــــــرم ------------------------ به هر زبان که نوشتم دلم قبول نکرد براي چشم تو اين دل عجيب حساس است!

Mahdi

من ياد گرفته ام وقتي بغض مي کنم وقتي اشک مي ريزم ... منتظر هيچ دستــــــــــــــي نباشم وقتي از درد زخم هايم به خودم مي پيچم مرهمي باشم بر جراحتــــــــــم من ياد گرفته ام که اگر زمين مي خورم خودم برخيــــــــــزم من ياد گرفته ام راهي را بسازم به صداقت من ياد گرفته ام که همه رهگذرنــــــــد همـــــــــــه