بعد از مدتی...

سلام دوستای گلم... خوبید؟؟؟؟ 

ببخشید دیر به دیر میام.... قبلا ایجارو بیشتر دوست داشتم... اما الآن خیلی کم به اینجا سر میزنم... نمیدونم چرا؟؟؟؟

این روزا به خوبی داره سپری میشه... 5 شنبه هفته گذشته روز خیلی خوبی بود خیلی خوب... اومدم بنویسم که یادم بمونه... 

خبر زیاده... از کار.. از زندگی... ولی وقت نوشتنشونو ندارم.... حتما فرصت کنم میام و مینویسم...

همتونو دوست دارم... مرسی که بم سر میزنید.

*********************************************************

چه زود.... سهم روزهای خوب.... یادش بخیر میشود.

/ 14 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ثمین

سلام عزیزم امیدوارم خوب باشی به منم سر بزن راستی به منم رمز بدهههههههههههه

Mahdi

چقدر خوش‌بختم ! مي‌توانم عکس سياه و سفيد تو را ببوسم و باور کنم که در آن سوي سواحل رؤيا با تماس نابهنگام گرمايي به گونه‌ات از خواب مي‌پري !

مهندس

سالها میگذرد از شب تلخ وداع از همان شب که تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی تو نمیدانستی تو نمی فهمیدی که چه رنجی دارد با دل سوخته ای سر کردن رفتی و از دل من روشنایی ها رفت لیک بعد از ان شب هر شبم را شمعی روشنی می بخشید بر غمم می افزود جای خالی تو را میدیدم می کشیدم آهی از سر حسرت و می خندیدم به وفای دل تو و به خوش باوری این دل بیچاره خود ناگهان یاد تو می افتادم باز می لرزیدم گریه سر می دادم خواب می دیدم من که تو بر میگردی تا سر انجام شبی سرد و بلند اشک چشمان سیاهم خشکید آتش عشق تو خا کستر شد یاد تو در دل من پرپر شد اندکی بعد گذشت اینک این من...تنها...دستهایم سرد است قدرتم نیست دگر...تا که شعری گویم گر چه تنها هستم نه به دنبال توام نه تو را می جویم حال می فهمم من...چه عبث بود آن خواب کاش می دانستم عشق تو می گذرد تو چه آسان گفتی دوستت دارم را و چه آسان رفتی... کاش می فهمیدی وسعت حرفت را آه...افسوس چه سود قصه ای بود و نبود . [ماچ]

مهندس

سالها میگذرد از شب تلخ وداع از همان شب که تو رفتی و به چشمان پر از حسرت من خندیدی تو نمیدانستی تو نمی فهمیدی که چه رنجی دارد با دل سوخته ای سر کردن رفتی و از دل من روشنایی ها رفت لیک بعد از ان شب هر شبم را شمعی روشنی می بخشید بر غمم می افزود جای خالی تو را میدیدم می کشیدم آهی از سر حسرت و می خندیدم به وفای دل تو و به خوش باوری این دل بیچاره خود ناگهان یاد تو می افتادم باز می لرزیدم گریه سر می دادم خواب می دیدم من که تو بر میگردی تا سر انجام شبی سرد و بلند اشک چشمان سیاهم خشکید آتش عشق تو خا کستر شد یاد تو در دل من پرپر شد اندکی بعد گذشت اینک این من...تنها...دستهایم سرد است قدرتم نیست دگر...تا که شعری گویم گر چه تنها هستم نه به دنبال توام نه تو را می جویم حال می فهمم من...چه عبث بود آن خواب کاش می دانستم عشق تو می گذرد تو چه آسان گفتی دوستت دارم را و چه آسان رفتی... کاش می فهمیدی وسعت حرفت را آه...افسوس چه سود قصه ای بود و نبود . [ماچ]

همسفردل

*.¸.*´ ¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨) (¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`• _____****__________**** ___***____***____***__ *** __***________****_______*** _***__________**_________*** _***____من آپم____________*** _***______مشتاق نیم نگاهی_*** __***_______هرچند گذرا____*** ___***_________________*** ____***______________ *** ______***___________*** ________***_______*** __________***___*** ____________***** _____________*** ______________*(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨(¸.•*¨ ¸.•*´¨)¸.•*´¨)¸.•*

Mahdi

اين روزها ... سهم من از قاصدک ها ... ديدن و رقصيدنشان در باد است ... چرا ديگر برايم از تو ... خبر نمي آورند ؟!!!..

(m)

سلام چطوری؟

Mahdi

عشــــــــق علیه‌السلام با یادگاری از آینده بروز شد... منتظر نگاهت هستم مهربونم زیاد منتظرم نذار...